
همه ما با شنیدن آواز پرندگان در بهار، ناخودآگاه لبخند میزنیم. اما آیا میدانستید آنچه ما «آواز» مینامیم، تنها بخش کوچکی از دنیای پرهیاهوی ارتباطات پرندگان است؟ صدای پرندگان یکی ازخوشایندترین نشانههای بهار است که از میان درختان و بوتهها به گوش میرسد. اما برای پرندگان، این آوازها فقط بیان شادی نیست؛ بلکه امری جدی و بخش مهمی از شیوهای به شمار میروند که پرندگان آوازخوان از طریق آن جفت پیدا میکنند، از قلمرو خود دفاع میکنند و ژنهایشان را به نسل بعد منتقل میسازند.

شاید شنیدن آوازها برای گوشهای ما دلنشینتر باشد، اما گوش سپردن به نداها، پرده از تنوع و پیچیدگیِ خیرهکنندهای در دنیای پرندگان برمیدارد. برای نمونه، کلاغهای معمولی (Common Ravens) تا ۳۳ دستهی مختلف از صداها را تولید میکنند. حتی برخی از این نداها میتوانند چندین معنای متفاوت داشته باشند. در ادامه به بررسی انواع مختلف صدای پرندگان میپردازیم:
پرندگان میتوانند نداهای خود را متناسب با طیف گستردهای از تهدیدها تغییر دهند. اگر پرنده شکاری در حال پرواز بر فراز سرشان باشد، پرنده آوازخوان ممکن است صدای کوتاه، آرام و زیر (با فرکانس بالا) ایجاد کند که صدای آن راه دوری نمیرود.
پرندگان برای حفظ ارتباط با یکدیگر، معمولا در حین جستوجوی غذا، از نداهای تماسی استفاده میکنند. این صداها اغلب کوتاه، سریع و آرام هستند؛ هرچند اگر پرندگان از هم جدا شوند، ممکن است نداهای جدایی (separation calls) سر بدهند که بلندتر و اضطراریتر هستند.
گونههایی که به صورت دستهجمعی پرواز میکنند، اغلب در حین پرواز با یکدیگر در ارتباط صوتی هستند؛ این نداها روشی عالی برای شناسایی دستههای سیاهپرندگان، باللاکیها، سهرهها یا پرندههای آبیرنگ در حال عبور از فراز آسمان است. دستههای پرندگان ساحلی نیز ممکن است در حین پرواز پرهیاهو باشند. اما بسیاری از گونههای غیر اجتماعی نیز نداهای پروازی متمایزی دارند که کاملا با نداهای معمول آنها متفاوت است.
یکی دیگر از انواع صدای پرندگان، نداهای گدایی است. این نداها که توسط جوجهها و پرندگان جوان برای جلب توجه والدین و درخواست غذا تولید میشوند، بخش بسیار مهمی از بقای گونهها را تشکیل میدهند. این صداها اغلب با حرکات بدنی (مانند باز کردن دهان یا بالبال زدن) همراه هستند تا والدین را برای تغذیه ترغیب کنند.

دانشمندان معتقدند پرندگان عمدتا برای تحتتأثیر قرار دادن سایر پرندگان آواز میخوانند .چرا که تسلط بر این هنر نیازمند تمرین فراوان است و شاید هم گاهی صرفا برای لذت بردن این کار را انجام میدهند. در اینجا دلایل عمده صدای پرندگان را مورد بررسی قرار میدهیم:
پرندگان صداهای سادهای دارند که از آنها برای بیان پیامهای پایه استفاده میکنند؛ برای مثال برای گفتنِ «مراقب باش، خطر در کمین است» (که به این صداها «نداهای هشدار» میگویند) یا «سلام، من هستم» (که به آنها «نداهای تماسی» میگویند). اما آواز پرندگان نسبت به نداها پیچیدهتر است و معمولا از آوازشان برای خودنمایی استفاده میکنند.
زندگی در کانادا یا سایر نقاط آمریکای شمالی و اروپا باعث شده تا بیشتر پرندگانی که آوازشان را میشنوید، نر باشند. آنها معمولا برای جذب پرندگان ماده و دور کردن سایر رقیبانِ نر از حریم خصوصیشان (مثل منابع غذایی یا قلمرویی که انتخاب کردهاند)، آواز میخوانند.
اما حقیقت این است که مادهها هم آواز میخوانند؛ این رفتار ریشهای بسیار قدیمی دارد و به دورانی برمیگردد که درخت تبارشناسی پرندگان آوازخوان، برای اولین بار در مناطق اطراف استرالیا شکل گرفت. حتی امروزه نیز برای کسانی که در استرالیا و سایر نقاط جهان زندگی میکنند، صدای پرندگان ماده نیز بسیار رایج است.
آیا ممکن است پرندگان به این دلیل آواز بخوانند که از آن لذت میبرند؟ درست مثل انسانها که از ساختن و شنیدن موسیقی لذت میبرند. برای مدتهای طولانی، ما نمیتوانستیم به این پرسش پاسخ دهیم؛ چرا که راهی برای شناخت احساسات پرندگان نداشتیم. اما اخیرا دانشمندان با بهرهگیری از دانش خود درباره واکنشهای مغزی انسان هنگام احساس خوشی، در تلاشاند تا دریابند آیا آواز خواندن میتواند برای پرندگان نیز حسی شبیه به لذت و خوشی ایجاد کند.
شواهد اولیه نشان میدهند که وقتی پرندهای مستقیما برای پرنده دیگری آواز میخواند، پاداش (لذت) او از واکنشِ پرندهی مقابل به آن آواز حاصل میشود. با این حال، گاهی اوقات پرندگان حتی زمانی که هیچ پرنده دیگری در آن نزدیکی نیست تا واکنشی نشان دهد، آواز میخوانند. بنابراین، شاید آواز خواندن برای خود پرنده، باعث تغییراتی در شیمی مغز او شود؛ درست مشابه تجربهای که ما انسانها هنگام انجام کاری لذتبخش (مانند آواز خواندن) در مغز خود حس میکنیم.
وقتی تازه گوش دادن به صدای پرندگان را شروع میکنید، ممکن است برای توصیف آنچه میشنوید دچار چالش شوید؛ تا جایی که ناخودآگاه سعی میکنید با سوت زدن یا تقلید صدا، آن را بازسازی کنید. این کار چندان ساده نیست، بهخصوص وقتی بدانید برخی از پرندگان آوازخوان میتوانند همزمان دو نت مختلف را اجرا کنند.
برای اینکه بتوانید صداها را بهتر درک کنید، سعی کنید روی سه ویژگی زیر و بمی صدا (Pitch) (اینکه نتها چقدر بالا یا پایین هستند)، تمپو یا سرعت (Tempo) و کیفیت یا رنگ صدا (Tone) تمرکز کنید. وقتی توانستید یک توصیف تقریبی از صدا داشته باشید، میتوانید آن را با اصطلاحات تخصصی که پرندهنگرها و راهنماهای میدانی به کار میبرند، مطابقت دهید. توصیف آواز پرندگان به شرح زیر است:
تریل یک رشته سریع از عبارتهای مشابه است که آنقدر بههم نزدیکاند که تقریبا در هم ادغام میشوند؛ چیزی شبیه صدای ساعت زنگدار قدیمی یا زنگ موبایلهای نوکیا.آواز جنگلیچینهسر (Pine Warbler) نمونهای از این نوع آواز است.
وزوز شبیه تریل است، اما با سرعتی بیشتر اجرا میشود؛ بنابراین تشخیص جداگانه اجزای آن حتی دشوارتر است.آواز جنگلیچینهسر بالطلایی (Golden-winged Warbler) نمونهای وزوزی دارد.
بهطور کلی، صداهای غنی بمتر هستند، در حالی که آوازهای نازک زیرتر و ضعیفتر به گوش میرسند. تفاوت این دو را میتوانید در آواز پرنده «بلو گروسبیک» (Blue Grosbeak) و «ایندیگو بانتینگ» (Indigo Bunting) ببینید؛ آواز گروسبیک بسیار غنیتر و پرطنینتر است.
این واژه برای توصیف هر نوع ندای زمختی به کار میرود که ممکن است گوش را به درد بیاورد. صدای کاو (Caw) در کلاغهای آمریکایی یا کلاغهای ماهیگیر، نمونههای آشنایی از این نوع صدا هستند؛ هرچند صدای کلاغ ماهیگیر حالت بینیمانند (Nasally) بیشتری دارد.

فارغ از اینکه دانشمندان چگونه آواز را تعریف میکنند، این موضوع به وضوح روشن شده که پرندگان، آواز یکدیگر را بسیار متفاوتتر از ما میشنوند. وقتی پرندهای آواز پرنده دیگری را میشنود، بر خلاف ما که جذب «ملودی زیبا» میشویم، او بر روی تغییرات بسیار ریز در دامنه و فرکانس تمرکز میکند؛ جزئیاتی که گوش انسان قادر به تشخیص آنها نیست.
آزمایشهای اخیر بر روی صدای پرندگان مانند سهرههای گورخری (Zebra finches) نشان داده که اگرچه آنها در درک این جزئیات دقیق صوتی استادند، اما اگر آوازها به شیوهای تغییر یابند که برای انسان قابل تشخیص نباشد (برای مثال، انتقال کل آواز به گامهای زیرتر یا بمتر)، در تشخیص آن دچار مشکل میشوند. نوسانات سریع و جزئی در امواج صوتی که پرندگان تولید میکنند، میتواند حاوی اطلاعاتی در مورد جنسیت، سن، سلامت و غیره باشد که تنها توسط دیگر پرندگان قابل رمزگشایی است.
پرندهشناسان همواره در حال بازنگری در دانش خود درباره آواز پرندگان هستند؛ اینکه اصلا صدای پرندگان چیست، چگونه استفاده میشود و چه معنایی دارد. امروزه، همه محققان بر سر تعریف دقیق «آواز» و تفاوت آن با سایر آواهای پرندگان (مانند «نداها») توافق ندارند. هیچ ویژگی واحدی در آواز (اعم از زمان سال، شیوه یادگیری، پیچیدگی و یا حتی نقش آن در انتخاب جنسی) وجود ندارد که در تمامی پرندگان آوازخوان به صورت یکسان دیده شود. برخی پرندهشناسان اکنون معتقدند به جای اینکه «آواز» و «ندا» را دو دستهی کاملا مجزا بدانیم، بهتر است آنها را در امتداد یک «طیف» ببینیم. آنها تأکید دارند که محققان باید هنگام مطالعه بر روی «آواز»، دقیقتر مشخص کنند که به دنبال پاسخ به چه پرسش مشخصی هستند.
و اما درباره آن تصور قدیمی که «فقط پرندگان نر برای دفاع از قلمرو و جذب مادهها آواز میخوانند»؛ باید گفت کمی تأمل کنید. در سالهای اخیر، نگاه پرندهشناسان به سمت «صدای پرندگان ماده» تغییر کرده است. آواز مادهها در ۷۰ درصد از گونههای پرندگان آوازخوان ثبت شده است، اما این پدیده بهویژه در پرندگان مناطق گرمسیری رواج بیشتری دارد. این موضوع توضیح میدهد که چرا تا پیش از این، آوازخوانی مادهها نادیده گرفته میشد؛ چرا که از لحاظ تاریخی، پرندگان اروپا و آمریکای شمالی بسیار بیشتر از پرندگان مناطق گرمسیری مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
در طول تاریخ، آواز پرندگان بر هنر، شعر و موسیقی تأثیر گذاشته است. این آوازها میتوانند حال و هوای ما را تغییر دهند و به حیاط خانهمان جان ببخشند. ما اغلب در حین انجام روزمرگیهایمان صدای آواز پرندگان را میشنویم، اما آیا هرگز از خود پرسیدهاید که آنها برای چه کسی آواز میخوانند و درباره چه چیزی آواز میخوانند؟ اگر پس از خواندن این مقاله، عطش بیشتری برای کشف رازهای آواشناسی پیدا کردید، و میخواهید صدای پرندگان باشید، در دنیای شگفتانگیز آواشناسی در صدا تو صدا با ما همراه شوید.
منابع
https://www.allenandunwin.com/
https://www.audubon.org
نویسنده: شبنم قنواتی